بهار

بهار آید دل غمدیده گردد شاد

و در باغ پر از خار و خس و خاشاک 

بروید سبزه باز و گل شکوفا گردد و ابر پر از باران رساند باد

من و تو دست در دست

شقایق عاشقی از سرگرفته

سرخ در بر کرده

و بلبل دور گل گردان، بخواند مست

تو آرامش به صورت کرده‌ای‌ مهمان

و من سرشار احساس حضور بودن خوبت

به امید شکار بوسه‌‌ها

شوم خیره چو مجنونیبه چشمانت که سوسو میزند لرزان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *