غم‌نامه

دلم شعری میخواد که گریه توشه
دلم قلبی میخواد کز غم بجوشه

دلم انقدر گرفته از زمونه
که گویی خاک سرد تیره روشه

نفس بالا میاد و میزنه قلب
ولی نور امید در دل خموشه

به هر میخانه رفتم لیک افسوس
نبودی ساغری کو می فروشه

چو دیوانه ز وصلش گشت محروم
چه غم گر زهر تنهایی بنوشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *