الاغ

در انتخاب دوست اشتباه کرده بود

چو خویشی به هر غریبه نگاه کرده بود

بی چشم داشت کرده بود وز جان و دل

عمری پی سراب محبت تباه کرده بود

کرد آنچه بود در توان از بهر دوست

با آشنا کرده‌ و با بی پناه کرده بود

در وقت سختی و در روز احتیاج

از هر لحاظی و از هر جناح کرده بود

لیکن به روز نیازش به یار و دوست

روشن شدش که بلی افتضاح کرده بود

پرسان شدی ز خدا جرمش چه بوده است

حیران شدی که کدامین گناه کرده بود

لاکن نبود کس که بگوید به آن الاغ

در انتخاب دوست اشتباه کرده بود

پاورخی: در این سروده تخلص الاغ را در جای دیوانه استفاده نموده ام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *