دیار اعتماد

در چشمان نگرانت
از آینده‌ایی مبهم
هراسی معصوم میبینم
و در قلب من
آتشی افروخته میشود
تا بسوزاند تمامی آنچه
تردید اندوخته بود

من میسوزم از درون و غم
فشرده میشود در قلب من
تا اشک قطره قطره جاری شده
خاموش کند این شعله درون را شاید

ای کاش میتوانستم اما
اندکی آرامش
به چشمان نگران تو
از راه دور هدیه کنم

ای تمامی آنچه خواهد بود
دستان لرزانت را
به دستان من بسپار
و راهی دیار اعتماد شو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *